محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
84
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
نمىكردند . زمين همچون يك گوى است كه درون فلك نهاده شده ، مانند زرده در ميان تخم « 1 » . هواي پيرامون زمين آن را از همه سو بطرف فلك مىكشاند . وماندن خلق بر روى زمين از آنست كه هوا چيزهاى سبك را بسوى فلك مىكشاند وزمين چيزهاى سنگين را بسوى خود مىكشد . زيرا كه زمين مانند سنگ آهن ربا است « 2 » . واين را به تراشكار مانند كردهاند ، كه چون گوى تو حالي را كه يك گردو در ميان دارد بچرخاندن گذارد ، گردو در ميان گوى بايستد . زمين به دو نيمه بخش شده وميان آن دو ، خطّ استوا است كه از خاور به باختر كشيده است واين درازى ( طول جغرافيائى ) زمين است وبلندترين خط بر كرهء خاك است چنانكه منطقه البروج بزرگترين خط بر فلك است . پهناى زمين ( عرض جغرافيائى ) از قطب جنوب كه سهيل به دور آن مىچرخد تا قطب شمال است ، كه هفت برادران بدورش مىچرخند . گرداى زمين در خطّ استوا سيصد وشصت درجه وهر درجه بيست وپنج فرسنگ باشد ، پس همه آن نه هزار فرسنگ باشد . ميان خط استوا وهر يك از * دو قطب نود درجه است ، وپهناى آن به همان اندازه [ 360 درجه ونه هزار فرسنگ است . طول آبادانى زمين ششصد فرسنگ است ] . آبادانى روى زمين از بيست وچهار درجه شمال خط استوا است ، وباقي را آب فرا گرفته است . همهء مردم در ربع شمالي زمين هستند وربع جنوبي ويرانه است ونيمهء ديگر كه
--> ( 1 ) خردادبه ، 4 ، ياقوت 1 : 14 : 20 . ( 2 ) ياقوت 1 : 17 : 12 .